چون پیمبر کرد این معنی ادا
دست خود برداشت از بهر دعا
۱گفت الهی دوستش رادوست گیر
دشمنانش را بزن بر سینه تیر
۲یا الهی دشمنش را خار کن
منزل آن دوزخی در نار کن
۳هرکه او را یار باشد یار باش
هر که یارش نیست زو بیزار باش
۴هرکه بگذارد تو هم بگذاریش
هر که بر دارد تو هم برداریش
۵در ولایت چون علی را بر گماشت
دست او بگرفت و پیش خود بداشت
۶چون دو سر بودند اندر یک بدن
هر دو بنمودند از یک پیرهن
۷لحمک لحمی بیان کرد ازنخست
دمک دمی عیان کرد او درست
۸گفت یا اصحاب من مقبل شوید
در مبارک باد اویک دل شوید
۹جملگی خوشحال گشتند آن زمان
در مبارکباد بگشاده زبان
۱۰پس عمر برخاست گفتا یا علی
بر سر خلقان تو گردیدی ولی
۱۱هم بقول این شه آخر زمان
گشتی آخر تو امیر مؤمنان
۱۲