یا امیرالمؤمنین این بندهات
از گنه کاری شده شرمندهات
۱یا امیرالمؤمنین عطّار سوخت
در میان آتش اسرار سوخت
۲یاامیرالمؤمنین دستم بگیر
چون تو باشی دستگیرم یا امیر
۳میکنی ای پادشاه انس و جان
دستگیری کن ز پا افتاد گان
۴گرچه دورم بر تو دارم التجا
حاجت عطّار مسکین کن روا
۵دستگیر خلق عالم شاه ماست
داغ مهرش بر دل آگاه ماست
۶دستگیر هر که شد انسان شد او
رست از جسم و تمامی جان شد او
۷لاف منصوری زند در ملک هو
هم تو گشتی دارمنصوری بر او
۸جمله ملک و ملایک آن تو
ناصرخسرو شده دربان تو
۹مظهر و جوهر ز دو نان دور دار
روح عطّار از تو تا یابد قرار
۱۰بس ز غیبم مژدهها دادی که رو
خاطر خود را مرنجان نو بنو
۱۱مظهر و جوهر ز کان ما بود
اندر این دنیا نشان ما بود
۱۲این همه معنی ز گنج سرّ ماست
کی بگوئیمش بمفلس کین کجاست
۱۳مظهر ما هم به پیش یار ماست
خود بدست مفلسان جوهر کجاست
۱۴اهل دل خود ظاهرش را نیک دید
او گل بستان ظاهر نیک چید
۱۵اهل دل دانند معنیهای او
در سر مردان بود سودای او
۱۶اهل دل با حق تعالی راز گفت
خود شنید آن رمز و با او باز گفت
۱۷ای شده در ملک معنی پایدار
رایت معنی بیا بر پای دار
۱۸هست احمق دور از معنی دل
همچو حیوان درفتاده او بگل
۱۹اهل دل دارند جام معرفت
تو کجا یابی مقام معرفت
۲۰اهل دل دارند سرّ یار من
آنکه در جان است پود وتار من
۲۱اهل دل داند حقیقت را تمام
تو چه میدانی که هستی از عوام
۲۲اهل دل گویند راز دل بدل
چون ندانستی شوی پیشم خجل
۲۳گر همی خواهی که اهل دل شوی
همچو عطّار اندر این منزل شوی
۲۴کن مقام و منزل سلمان طلب
تا بیابی سرّ معنی بی سبب
۲۵هرکه او را حال سلمانی بود
بر سر او تاج سلطانی بود
۲۶همچو سلمان چون اباذر راه یافت
معنی عرفان دل از شاه یافت
۲۷