از دو کس پرهیز کن ای هوشیار
تا نبینی نکبتی در روزگار
۱اول از دشمن که او استیزه روست
وانگهی از صحبت نادانِ دوست
۲خویش را از نزد دشمن دور دار
یار نادان را ز خود مهجور دار
۳ای پسر کم گوی با مردم درشت
ور بگویی از تو گردانند پشت
۴بهترین خُلق میدانی کهراست؟
آنکه داد انصاف و انصافش نخواست
۵چون حدیث خوب گویی با فقیر
به بود زآنَش که پوشانی حریر
۶خشم خوردن پیشهٔ هر سرور است
تلخ باشد؛ از شکر شیرینتر است
۷هر که با مردم نسازد درجهان
زندگانی تلخ دارد بی گمان
۸آنکه شوخ است و ندارد شرم نیز
دان که ناپاکزاده است ای عزیز
۹از ملامت تا بمانی در امان
باش دایم همنشین صالحان
۱۰