عذر آوردن مرغان

حکایت پیرزنی که از شیخ مهنه دعای خوشدلی خواست عطار

شاعر
عطار
قالب
مثنوی
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

گفت شیخ مهنه را آن پیرزن

دلخوشی را هین دعایی ده به من

۱

می‌کشیدم بی‌مرادی پیش ازین

می‌نیارم تاب اکنون بیش ازین

۲

گر دعای خوش دلی آموزیم

بی‌شک آن وردی بود هر روزیم

۳

شیخ گفتش مدتی شد روزگار

تا گرفتم من پس زانو حصار

۴

اینچ می‌خواهی، بسی بشتافتم

ذره‌ای نه دیدم و نه یافتم

۵

تا دوا ناید پدید این درد را

خوش دلی کی روی باشد مرد را

۶

دربارهٔ عطار

۵٬۰۱۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ عذر آوردن مرغان (۹۸ شعر) قرار دارد.