باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد
شمارهٔ ۴۲ عطار
غنچه که چو پسته لب شود خندانش
از کم عمری بر لبش آمد جانش
چون نیست به جز نیست شدن درمانش
خون میبچکد به درد از پیکانش
باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد
غنچه که چو پسته لب شود خندانش
از کم عمری بر لبش آمد جانش
چون نیست به جز نیست شدن درمانش
خون میبچکد به درد از پیکانش
این شعر در مجموعهٔ باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد (۵۷ شعر) قرار دارد.