بخش
باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد عطار
این بخش از «مختارنامه» عطار است و ۵۷ مورد منتشرشده دارد (رباعی ۵۷).
- مورد منتشرشده
- ۵۷
- صفحه
- ۴
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۱شمارهٔ ۱بنگر ز صبا دامنِ گل چاک شدهبلبل ز جمال گل طربناک شدهخواندن رباعی ‹
- ۲شمارهٔ ۲گل بین که به غنج و ناز خواهد خندیدبر عالم پر مجاز خواهد خندیدخواندن رباعی ‹
- ۳شمارهٔ ۳ابری که رخ باغ کنون خواهد شستگل را به گلاب بین که چون خواهد شستخواندن رباعی ‹
- ۴شمارهٔ ۴از دست گلابگر گل عشوه پرستدر پای آمد چنانکه بر خاک نشستخواندن رباعی ‹
- ۵شمارهٔ ۵با گل گفتم چو یوسفِ کنعانیدر مصرِ چمن تُرا سزد سلطانیخواندن رباعی ‹
- ۶شمارهٔ ۶بلبل که به عشق یک هم آواز نیافتهمچون تو گلی شکفته در ناز نیافتخواندن رباعی ‹
- ۷شمارهٔ ۷بلبل همه شب شرحِ وصالت میخواندمه طلعت خورشیدِ کمالت میخواندخواندن رباعی ‹
- ۸شمارهٔ ۸گل بین که بر اطراف چمن مینازدوز سوی دگر سرو و سمن مینازدخواندن رباعی ‹
- ۹شمارهٔ ۹نی حال من و تو ماهوش میگویدبشنو که درین فصل چه خوش میگویدخواندن رباعی ‹
- ۱۰شمارهٔ ۱۰گل بی سر و پای خویشتن میانداختخود را به میان انجمن میانداختخواندن رباعی ‹
- ۱۱شمارهٔ ۱۱چون برگِ گلت بدید گلبرگِ طریشق کرد قَصَب به دست بادِ سحریخواندن رباعی ‹
- ۱۲شمارهٔ ۱۲در پیش رخ تو آفتاب افسانهستدر جنبِ لبت جام شراب افسانهستخواندن رباعی ‹
- ۱۳شمارهٔ ۱۳گل بین که گلابِ ابر میدارد دوستوز خنده چو پسته مینگنجد در پوستخواندن رباعی ‹
- ۱۴شمارهٔ ۱۴گل گفت که رفتنم یقین افتادستیک یک ورقم فرا زمین افتادستخواندن رباعی ‹
- ۱۵شمارهٔ ۱۵گل گفت: اگرچه ابر صدگاهم شُستآن دست همی ز عمر کوتاهم شُستخواندن رباعی ‹
- ۱۶شمارهٔ ۱۶گل گفت که دست زرفشان آوردمخندان خندان سر به جهان آوردمخواندن رباعی ‹
