بخش
باب چهل و یكم: در صفت بیچارگی عاشق عطار
این بخش از «مختارنامه» عطار است و ۴۰ مورد منتشرشده دارد (رباعی ۴۰).
- مورد منتشرشده
- ۴۰
- صفحه
- ۳
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۱شمارهٔ ۱عشقت که به صد هزار جان ارزانی استبحری است که موج او همه حیرانی استخواندن رباعی ‹
- ۲شمارهٔ ۲نی در ره تو گرد تو میبینم مننه هیچ کسی مرد تو میبینم منخواندن رباعی ‹
- ۳شمارهٔ ۳بر باطل نیست گر دلم دیوانه استزیرا که تو شمعی و دلم پروانه استخواندن رباعی ‹
- ۴شمارهٔ ۴نه مرد و نه نامرد توام میدانیزیرا که نه در خورد توام میدانیخواندن رباعی ‹
- ۵شمارهٔ ۵در عشق تو پیوسته به جان میگردمچون شیفتگان گِردِ جهان میگردمخواندن رباعی ‹
- ۶شمارهٔ ۶هم بر جانم این همه غم میدانیهم کشته تنم به صد ستم میدانیخواندن رباعی ‹
- ۷شمارهٔ ۷چندان که غم تو میشود انبوهمهم میکوشم که با دلی بستوهمخواندن رباعی ‹
- ۸شمارهٔ ۸وقت است که بیقراری ما بینیدر عزت خویش خواری ما بینیخواندن رباعی ‹
- ۹شمارهٔ ۹سودای ترا پشت سپه میدارماندوهِ ترا توشهٔ ره میدارمخواندن رباعی ‹
- ۱۰شمارهٔ ۱۰جانا ز رهت نصیب من گردی نیستآری چکنم مخنّثی مردی نیستخواندن رباعی ‹
- ۱۱شمارهٔ ۱۱زان روز که بوی پیرهن بی تو رسیدصد گونه غمم به جان و تن بی تو رسیدخواندن رباعی ‹
- ۱۲شمارهٔ ۱۲تادل دارم همدم تو باید داشتتا جان دارم محرم تو باید داشتخواندن رباعی ‹
- ۱۳شمارهٔ ۱۳آن راز که دل به دیده میگوید بازو آن چیز که گم نکرد میجوید بازخواندن رباعی ‹
- ۱۴شمارهٔ ۱۴ای ابر هوای عشق تو بس خون باروی راه غم تو وادیی بس خونخوارخواندن رباعی ‹
- ۱۵شمارهٔ ۱۵از درد منت اگر خبر خواهد بوددرمان ز توام درد دگر خواهد بودخواندن رباعی ‹
- ۱۶شمارهٔ ۱۶ای عشقِ تو عینِ عالم حیرانیسودای تو سرمایهٔ سرگردانیخواندن رباعی ‹
