بخش
باب چهل و نهم: در سخن گفتن به زبان پروانه عطار
این بخش از «مختارنامه» عطار است و ۱۸ مورد منتشرشده دارد (رباعی ۱۸).
- مورد منتشرشده
- ۱۸
- صفحه
- ۲
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۱شمارهٔ ۱پروانه به شمع گفت: ای در سر سوزهر لحظه مرا به شیوهٔ دیگر سوزخواندن رباعی ‹
- ۲شمارهٔ ۲پروانه به شمع گفت: چند افروزیخوش سوزی اگر سوز ز من آموزیخواندن رباعی ‹
- ۳شمارهٔ ۳پروانه به شمع گفت: «از روزِ نخستچون کشته شوم بر سرت از عهد درستخواندن رباعی ‹
- ۴شمارهٔ ۴پروانه به شمع گفت: عیدِ تو خوش استقربانم کن که من یزیدِ تو خوش استخواندن رباعی ‹
- ۵شمارهٔ ۵پروانه به شمع گفت: یارم باشیگفتا که اگر کشتهٔ زارم باشیخواندن رباعی ‹
- ۶شمارهٔ ۶پروانه به شمع گفت: من بیش از توخون میگریم به درد بر خویش از توخواندن رباعی ‹
- ۷شمارهٔ ۷پروانه به شمع گفت: چون خوش افتادحالی که مرا با چو تو سرکش افتادخواندن رباعی ‹
- ۸شمارهٔ ۸پروانه به شمع گفت: کیفر بردیموز دستِ تو جان یک ره دیگر بردیمخواندن رباعی ‹
- ۹شمارهٔ ۹پروانه به شمع گفت: گرینده مباششمعش گفتا: ز من پراکنده مباشخواندن رباعی ‹
- ۱۰شمارهٔ ۱۰پروانه به شمع گفت: میسوزم خویششمعش گفتا که نیستی دور اندیشخواندن رباعی ‹
- ۱۱شمارهٔ ۱۱پروانه به شمع گفت: میسوزم زارشمعش گفتا که سوختن بادت کارخواندن رباعی ‹
- ۱۲شمارهٔ ۱۲پروانه به شمع گفت: چندی سوزمشمعش گفتا: سوختنت آموزمخواندن رباعی ‹
- ۱۳شمارهٔ ۱۳پروانه به شمع گفت: آخر نظریشمعش گفتا: ز من نداری خبریخواندن رباعی ‹
- ۱۴شمارهٔ ۱۴پروانه به شمع گفت: کم سوز مراشمعش گفتا: شیوه میاموز مراخواندن رباعی ‹
- ۱۵شمارهٔ ۱۵پروانه به شمع گفت: دمسازی منمیبینی و میکنی سراندازی منخواندن رباعی ‹
- ۱۶شمارهٔ ۱۶پروانه به شمع گفت: غم بیشستیگر سوز من و تو را نه در پیشستیخواندن رباعی ‹
