بخش

باب سی و ششم: در صفت چشم و ابروی معشوق عطار

این بخش از «مختارنامه» عطار است و ۲۰ مورد منتشرشده دارد (رباعی ۲۰).

مورد منتشرشده
۲۰
صفحه
۲

ترتیب: صعودی · نزولی

اشعار (۲۰ مورد · نمایش ۱ تا ۱۶)

  1. ۱شمارهٔ ۱هر روز سرِ زلفِ تو کاری نهدمدر حلقهٔ خویش باکناری نهدمخواندن رباعی ‹
  2. ۲شمارهٔ ۲لعلت به صواب هیچ کس دم نزندرای شکری با همه عالم نزندخواندن رباعی ‹
  3. ۳شمارهٔ ۳چشمِ سیهت که فتنهٔ آفاق استجانم ز میان جان بدو مشتاق استخواندن رباعی ‹
  4. ۴شمارهٔ ۴هر دم به حیل زخمِ دگر سانم زنوز نرگسِ مست تیرِ مژگانم زنخواندن رباعی ‹
  5. ۵شمارهٔ ۵هم زلف تو از برونِ دل در تاب استهم خطِّ تو از چشمهٔ دل سیراب استخواندن رباعی ‹
  6. ۶شمارهٔ ۶در عشقِ تو عقل و هوش مینتوان داشتجان مست و زبان خموش مینتوان داشتخواندن رباعی ‹
  7. ۷شمارهٔ ۷تا ابروی طاقِ تو کماندار افتادتیرِ مژه جفتِ او سزاوار افتادخواندن رباعی ‹
  8. ۸شمارهٔ ۸دردی که ز تو به حاصلم می‌آیددور از رویت دل‌گسلم می‌آیدخواندن رباعی ‹
  9. ۹شمارهٔ ۹تا غمزهٔ چشم رهزنت راهم زدصد تیرِ جفا بر دلِ آگاهم زدخواندن رباعی ‹
  10. ۱۰شمارهٔ ۱۰چون خطِّ رخت هست روان چندینیتا چند کنی قصد به جان چندینیخواندن رباعی ‹
  11. ۱۱شمارهٔ ۱۱زلفِ تو به هم در اوفتاده عجب استگه سرکش و گاه سر نهاده عجب استخواندن رباعی ‹
  12. ۱۲شمارهٔ ۱۲چشمِ خوشِ تو که مذهبِ عبهر داشتبس شور که هر مژهٔ او در سر داشتخواندن رباعی ‹
  13. ۱۳شمارهٔ ۱۳از زلفِ شکن بر شکنت میترسموز نرگسِ مستِ پرفنت میترسمخواندن رباعی ‹
  14. ۱۴شمارهٔ ۱۴گر عفو کنی به لطف جرمی که مراستآسان ز سرِ وجود برخواهم خاستخواندن رباعی ‹
  15. ۱۵شمارهٔ ۱۵از زلفِ تو دل چو در عقابین افتادنقدش همه از نرگس تو عین افتادخواندن رباعی ‹
  16. ۱۶شمارهٔ ۱۶خطّت دام است و خالت او را دانه استبا دانهٔ تو مرغِ دلم همخانه استخواندن رباعی ‹