بخش
باب سیام: در فراغت نمودن از معشوق عطار
این بخش از «مختارنامه» عطار است و ۳۱ مورد منتشرشده دارد (رباعی ۳۱).
- مورد منتشرشده
- ۳۱
- صفحه
- ۲
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۱شمارهٔ ۱از بس که امید و بیم میبینم مناز هر دو دلی دو نیم میبینم منخواندن رباعی ‹
- ۲شمارهٔ ۲اول بنگر به جانِ چون برقِ همهو آخر به میان خاک و خون غرقِ همهخواندن رباعی ‹
- ۳شمارهٔ ۳گفتم:چه شود چو لطف ذاتی داریکز قرب خودم غرق حیاتی داریخواندن رباعی ‹
- ۴شمارهٔ ۴گفتم:به غمم قیام کی بود تراگفتا: غم من تمام کی بود تراخواندن رباعی ‹
- ۵شمارهٔ ۵گفتم: چه کنم ز پای در میآیمزان پیش که هر روز به سر میآیمخواندن رباعی ‹
- ۶شمارهٔ ۶گفتم: دل و جان در سر کارت کردمهر چیز که داشتم نثارت کردمخواندن رباعی ‹
- ۷شمارهٔ ۷گفتم: چو تو بردی سبق اندر خوبیبگزیدمت ازدو کون در محبوبیخواندن رباعی ‹
- ۸شمارهٔ ۸چون یار نمیکند همی یاد از منبرخاست چو زیرِ چنگ فریاد از منخواندن رباعی ‹
- ۹شمارهٔ ۹تشنه بکشد مرا و آبم ندهدمخمور خودم کند شرابم ندهدخواندن رباعی ‹
- ۱۰شمارهٔ ۱۰چون هیچ کسی ندیدهام در خوردشپیوسته نشستهام دلی پر دردشخواندن رباعی ‹
- ۱۱شمارهٔ ۱۱هان ای دل چونی به چه پشتی ما راکار آوردی بدین درشتی ما راخواندن رباعی ‹
- ۱۲شمارهٔ ۱۲با کس بنسازی همه بی کس باشیآری چه کنی نمد چو اطلس باشیخواندن رباعی ‹
- ۱۳شمارهٔ ۱۳سرگشتهٔ روز و شبم آنجا که منمدلسوخته، جان بر لبم آنجا که منمخواندن رباعی ‹
- ۱۴شمارهٔ ۱۴گر روشنی جمال خودب نمائیدلها ببری و دیدهها بربائیخواندن رباعی ‹
- ۱۵شمارهٔ ۱۵یک روز به صلح کارسازی میکنیک روز به جنگ سرفرازی میکنخواندن رباعی ‹
- ۱۶شمارهٔ ۱۶نه چارهٔ این عاشق بیچاره کنینه غمخوری این دل غمخواره کنیخواندن رباعی ‹
