بخش
باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست عطار
این بخش از «مختارنامه» عطار است و ۴۳ مورد منتشرشده دارد (رباعی ۴۳).
- مورد منتشرشده
- ۴۳
- صفحه
- ۳
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۱شمارهٔ ۱شیر اجلت چو درکمین خواهد بوددر خاک فتادنت یقین خواهد بودخواندن رباعی ‹
- ۲شمارهٔ ۲گیرم که ترا لطف الاهی آمددر ملک تو ماه تا به ماهی آمدخواندن رباعی ‹
- ۳شمارهٔ ۳چون روی تو در هلاک خواهد بودنقسم تو دو گز مغاک خواهد بودنخواندن رباعی ‹
- ۴شمارهٔ ۴از آتش دل چو دود بر خواهی خاستوز راه زیان و سود برخواهی خاستخواندن رباعی ‹
- ۵شمارهٔ ۵زان پیش که در عینِ هلاکت فکنندبفکن همه پاک، بو که پاکت فکنندخواندن رباعی ‹
- ۶شمارهٔ ۶تا کی به نظارهٔ جهان خواهی زیستفارغ ز طلسم جسم و جان خواهی زیستخواندن رباعی ‹
- ۷شمارهٔ ۷گاهی به قبولِ خلق خواهی آویختگاهی به عصا و دلق خواهی آویختخواندن رباعی ‹
- ۸شمارهٔ ۸گر در کوهی مقیم و گر در دشتیبر خاک گذشتگان مجاور گشتیخواندن رباعی ‹
- ۹شمارهٔ ۹چون رفتنِ بیقیاس داری در پیچندانک روی هراس داری در پیخواندن رباعی ‹
- ۱۰شمارهٔ ۱۰ره بس دور است توشه بردار و بروفارغ منشین تمام بردار وبروخواندن رباعی ‹
- ۱۱شمارهٔ ۱۱هر رنگ که ممکن است آمیخته گیرهر فتنه که ساکن است انگیخته گیرخواندن رباعی ‹
- ۱۲شمارهٔ ۱۲گیرم که جهان به کام دیدی وشدیزلف همه دلبران کشیدی و شدیخواندن رباعی ‹
- ۱۳شمارهٔ ۱۳ای آنکه ز نفسِ شوم در آکفتیوز آرزوی روی بتان در تفتیخواندن رباعی ‹
- ۱۴شمارهٔ ۱۴بس کس که ز کوچهٔ هوس برنامدتا از دو جهان به یک نفس برنامدخواندن رباعی ‹
- ۱۵شمارهٔ ۱۵قومی که به خاک مرگ سر بازنهندتا حشر ز قال و قیل خود باز رهندخواندن رباعی ‹
- ۱۶شمارهٔ ۱۶دو چشم ز اشک خیره میباید کرداز بس که غمم ذخیره میباید کردخواندن رباعی ‹
