بخش
باب بیست و چهارم:درآنكه مرگ لازم وروی زمین خاك رفتگانست عطار
این بخش از «مختارنامه» عطار است و ۴۳ مورد منتشرشده دارد (رباعی ۴۳).
- مورد منتشرشده
- ۴۳
- صفحه
- ۳
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۱۷شمارهٔ ۱۷تا چند ز مرگِ خویش غمناک شویآن بِه که ز اندیشهٔ خود پاک شویخواندن رباعی ‹
- ۱۸شمارهٔ ۱۸ماتم زدگان عالم خاک هنوزمی خاک شوند در غم خاک هنوزخواندن رباعی ‹
- ۱۹شمارهٔ ۱۹دنیا مطلب مباش مغرور ازوخود را میبین ز مرگ مهجور ازوخواندن رباعی ‹
- ۲۰شمارهٔ ۲۰خلقند به خاک بیعدد آوردهاز حکم ازل رای ابد آوردهخواندن رباعی ‹
- ۲۱شمارهٔ ۲۱چون رفت ز جسم جوهر روشن مااز خار دریغ پر شود گلشن ماخواندن رباعی ‹
- ۲۲شمارهٔ ۲۲بس داغ که چرخ بر دلِ ریش کشیدبس جان که به رای سوختن بیش کشیدخواندن رباعی ‹
- ۲۳شمارهٔ ۲۳دل کز سرِ عمر سرنگون بر میخاستاز هر مویش چشمه خون بر میخاستخواندن رباعی ‹
- ۲۴شمارهٔ ۲۴زین بحر که در نهاد آمد تا سرفرّخ دلِ آنکه شاد آمد تا سرخواندن رباعی ‹
- ۲۵شمارهٔ ۲۵بس خون که دلم اول این کار بریختتا آخر کار چون گل از بار بریختخواندن رباعی ‹
- ۲۶شمارهٔ ۲۶در حبسِ وجود از چه افتادم منکز ننگِ وجود خود بیفتادم منخواندن رباعی ‹
- ۲۷شمارهٔ ۲۷تن از دو جهان بس که حجابی برداشتاُمّی شد و دل ز هر کتابی برداشتخواندن رباعی ‹
- ۲۸شمارهٔ ۲۸خلقی که درین جهان پدیدار شدنددر خانه به عاقبت گرفتار شدندخواندن رباعی ‹
- ۲۹شمارهٔ ۲۹بس عمر عزیز ای دل مسکین که گذشتبس کافر کفر و مؤمن دین که گذشتخواندن رباعی ‹
- ۳۰شمارهٔ ۳۰دردا که جفای چرخ پیوسته بماندوین جان نفس گسسته دل خسته بماندخواندن رباعی ‹
- ۳۱شمارهٔ ۳۱ای دل دانی که کار دنیا گذریستوقت تو گذشت رو که وقت دگریستخواندن رباعی ‹
- ۳۲شمارهٔ ۳۲هر ذره که در وادی و در کهساریستاز پیکر هر گذشتهیی آثاریستخواندن رباعی ‹
