بخش

باب بیست و ششم: در صفت گریستن عطار

این بخش از «مختارنامه» عطار است و ۴۷ مورد منتشرشده دارد (رباعی ۴۷).

مورد منتشرشده
۴۷
صفحه
۳

ترتیب: صعودی · نزولی

اشعار (۴۷ مورد · نمایش ۱ تا ۱۶)

  1. ۱شمارهٔ ۱چون جان دلم ز سیر،‌چون برق شدندمستغرق او، ز پای تا فرق شدندخواندن رباعی ‹
  2. ۲شمارهٔ ۲در عشق مرا چه کار با پردهٔ رازکار من دل سوخته اشک است و نیازخواندن رباعی ‹
  3. ۳شمارهٔ ۳دریای دلم گرچه بسی میآشفتاز غیرت خلق گوهر راز نسفتخواندن رباعی ‹
  4. ۴شمارهٔ ۴خون دل من که هر دم افزون گردددریا دریا ز دیده بیرون گرددخواندن رباعی ‹
  5. ۵شمارهٔ ۵شب نیست که خون از دل غمناک نریختروزی نه که آب روی من پاک نریختخواندن رباعی ‹
  6. ۶شمارهٔ ۶این شیوه مصیبت که مرا اکنون استچون شرح توان داد که حالم چونستخواندن رباعی ‹
  7. ۷شمارهٔ ۷گر دل بشناختی که من کیستمیسبحان اللّه چگونه خوش زیستمیخواندن رباعی ‹
  8. ۸شمارهٔ ۸گر جان گویم جای خرابش بنماندور دل گویم رای صوابش بنماندخواندن رباعی ‹
  9. ۹شمارهٔ ۹هر شب چو غمی ز چشم من خون ریزدگر کم ریزد ز ابر افزون ریزدخواندن رباعی ‹
  10. ۱۰شمارهٔ ۱۰چون دریائی کنار من از جا خاستکز چشمهٔ چشم لؤلؤ لالا خاستخواندن رباعی ‹
  11. ۱۱شمارهٔ ۱۱هر چند که پشت و روی دارم کاریاز دیدهٔ خویش تازه رویم باریخواندن رباعی ‹
  12. ۱۲شمارهٔ ۱۲گفتم ای چشم خواب میباید بردبویی ز دل خراب میباید بردخواندن رباعی ‹
  13. ۱۳شمارهٔ ۱۳آن دل که نشان غمگساری میجستخون گشت و نیافت، روزگاری میجستخواندن رباعی ‹
  14. ۱۴شمارهٔ ۱۴ای دل هر دم دست به خون نتوان بردور دل بردی ز غم کنون نتوان بردخواندن رباعی ‹
  15. ۱۵شمارهٔ ۱۵ای دل ز هوای عشق کیفر میبردر کشتن خود دست به خنجر میبرخواندن رباعی ‹
  16. ۱۶شمارهٔ ۱۶هر سیل که از خون جگر خواهد خاستدر وادی عشق راهبر خواهد خاستخواندن رباعی ‹