بخش
باب سی و چهارم: در صفتِ آمدن معشوق عطار
این بخش از «مختارنامه» عطار است و ۳۸ مورد منتشرشده دارد (رباعی ۳۸).
- مورد منتشرشده
- ۳۸
- صفحه
- ۳
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۱شمارهٔ ۱دوش آمد و برگشاد صد پردهٔ رازدر پردهٔ دل جلوهگری کرد آغازخواندن رباعی ‹
- ۲شمارهٔ ۲دوش آمد و گفت: روز و شب میجوشیتادین ندهی ز دست در بیهوشیخواندن رباعی ‹
- ۳شمارهٔ ۳دوش آمد و دل ازو کبابی میگشتتا باده به کف کرد و خرابی میگشتخواندن رباعی ‹
- ۴شمارهٔ ۴دوش آمد و گفت: چندم آواز دهیمن دور نیم تو دوری آغاز نهیخواندن رباعی ‹
- ۵شمارهٔ ۵دوش آمد و گفت: چند تنها باشیگر قطره نباشی همه دریا باشیخواندن رباعی ‹
- ۶شمارهٔ ۶دوش آمد و گفت: «در درون ما را باشدر خاک نشین و غرقِ خون ما را باش»خواندن رباعی ‹
- ۷شمارهٔ ۷دوش آمد و گفت: خانهٔ ما آخرروشن بکن ای یگانهٔ ما آخرخواندن رباعی ‹
- ۸شمارهٔ ۸دوش آمد و گفت: ای شب و روزت غمِ منهرگز نشوی تا تو توئی همدمِ منخواندن رباعی ‹
- ۹شمارهٔ ۹دوش آمد و گفت: گردِ تو حلقه کنیمپیراهنِ خونینِ دلت خرقه کنیمخواندن رباعی ‹
- ۱۰شمارهٔ ۱۰دوش آمد و گفت: گِردِ اِعزاز مگردخواری طلب و دگر سرافراز مگردخواندن رباعی ‹
- ۱۱شمارهٔ ۱۱دوش آمد و گفت: مرغِ دل عاجز نیستدر پرده بدارش که جز او را عزّ نیستخواندن رباعی ‹
- ۱۲شمارهٔ ۱۲دوش آمد و گفت: بی یقین مینرسیگاهی ز فلک گه ز زمین مینرسیخواندن رباعی ‹
- ۱۳شمارهٔ ۱۳دوش آمد و گفت: خویش را دشمن باشدر تیرگی اوفتادهٔ روشن باشخواندن رباعی ‹
- ۱۴شمارهٔ ۱۴دوش آمد و گفت: «در بلا پیوستیآن لحظه که در چون و چرا پیوستی»خواندن رباعی ‹
- ۱۵شمارهٔ ۱۵دوش آمد و گفت: روز و شب غمناکیتا بنشستی بر درِ ما بی باکیخواندن رباعی ‹
- ۱۶شمارهٔ ۱۶دوش آمد و گفت: در جنون میفکنیمجان میسوزیم و تن به خون میفکنیمخواندن رباعی ‹
