بخش
باب سی و هشتم: در صفت لب و دهان معشوق عطار
این بخش از «مختارنامه» عطار است و ۳۵ مورد منتشرشده دارد (رباعی ۳۵).
- مورد منتشرشده
- ۳۵
- صفحه
- ۳
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۱شمارهٔ ۱لعلت که خجل کرد گل رعنا رااز پسته نمود خالِ مشک آسا راخواندن رباعی ‹
- ۲شمارهٔ ۲چون دیده به روی تو نظر بگشایداز هر مژهای خون جگر بگشایدخواندن رباعی ‹
- ۳شمارهٔ ۳جانم که به لب از لب لعل تو رسیددل تحفه به پیش لب لعل تو کشیدخواندن رباعی ‹
- ۴شمارهٔ ۴زلفِ تو سرِ درازدستی داردچشمِ تو همه میل به مستی داردخواندن رباعی ‹
- ۵شمارهٔ ۵ای کرده پسند از دو جهان چاره منتحقّا که دریغ دارم از خویشتنتخواندن رباعی ‹
- ۶شمارهٔ ۶بنگر که دلم چه گونه مظلوم نمودگر زلف تو در وجود معدوم نمودخواندن رباعی ‹
- ۷شمارهٔ ۷لعل تو براتِ کامرانی دهدممنشور به عمر جاودانی دهدمخواندن رباعی ‹
- ۸شمارهٔ ۸چون توبهٔ تو گناه خواهد افتادبس کس که به تو ز راه خواهد افتادخواندن رباعی ‹
- ۹شمارهٔ ۹زانگه که مرا سوی تو آهنگ افتادصبر از دلِ من هزار فرسنگ افتادخواندن رباعی ‹
- ۱۰شمارهٔ ۱۰فرسودنِ لعلِ آبدارت بر منبنمودنِ زلفِ بیقرارت بر منخواندن رباعی ‹
- ۱۱شمارهٔ ۱۱ای جانِ همه جهان زکوةِ لبِ تورسته ز شکر برون نباتِ لبِ توخواندن رباعی ‹
- ۱۲شمارهٔ ۱۲دل نیست کز آن ماه برنجد هرگزکانجا دل کس هیچ نسنجد هرگزخواندن رباعی ‹
- ۱۳شمارهٔ ۱۳ای ماه به چهره یا گلی یا سمنیوز خوش بوئی شکوفه یا یاسمنیخواندن رباعی ‹
- ۱۴شمارهٔ ۱۴از وعدهٔ کژ دل به غمت میافتدوز کژگوئی راست کمت میافتدخواندن رباعی ‹
- ۱۵شمارهٔ ۱۵آنجا که سر زلف تو جانها ببردجانها چو غباری به جهانها ببردخواندن رباعی ‹
- ۱۶شمارهٔ ۱۶آن خندهٔ خوش اگرچه پیوسته بهَستاما به هزار و به آهسته بهَستخواندن رباعی ‹
