بخش
باب سی و هشتم: در صفت لب و دهان معشوق عطار
این بخش از «مختارنامه» عطار است و ۳۵ مورد منتشرشده دارد (رباعی ۳۵).
- مورد منتشرشده
- ۳۵
- صفحه
- ۳
ترتیب: صعودی · نزولی
- ۱۷شمارهٔ ۱۷آن دل که ز دست من کنون خواهی بردخونی است که در میانِ خون خواهی بردخواندن رباعی ‹
- ۱۸شمارهٔ ۱۸بر شاخِ دل شکسته یک برگم نیستکز بی برگی بتر ز صد مرگم نیستخواندن رباعی ‹
- ۱۹شمارهٔ ۱۹چون گشت لبت به یک شکر ارزانیاز لعلِ لبت شکر چه میافشانیخواندن رباعی ‹
- ۲۰شمارهٔ ۲۰زهرم آید شکرستان بی لبِ توبگرفت مرا دل از جهان بی لبِ توخواندن رباعی ‹
- ۲۱شمارهٔ ۲۱چشمت که سبق به دلربائی او راستدر خون ریزی کام روائی او راستخواندن رباعی ‹
- ۲۲شمارهٔ ۲۲کس مثل تو در جهانِ جان ماه نیافتهمتای تو یک دلبر دلخواه نیافتخواندن رباعی ‹
- ۲۳شمارهٔ ۲۳من بی سر و سامانِ تو میخواهم زیستسرگشته و حیرانِ تو میخواهم زیستخواندن رباعی ‹
- ۲۴شمارهٔ ۲۴چون گِرد مه از مشک سیه مور آوردشیرینی خط بر شکرش زور آوردخواندن رباعی ‹
- ۲۵شمارهٔ ۲۵زان پسته که شیرینی جان میخیزدشوری است که از شکرستان میخیزدخواندن رباعی ‹
- ۲۶شمارهٔ ۲۶در عشق دلم هیچ نمیسنجد از اوهر دم به غمی دگر همی رنجد از اوخواندن رباعی ‹
- ۲۷شمارهٔ ۲۷گفتم:«شکری از دهنت، درگذریناگه ببرم تا که بیابم دگری»خواندن رباعی ‹
- ۲۸شمارهٔ ۲۸دل، مست بتی عهدشکن دارم منبا او به یکی بوسه سخن دارم منخواندن رباعی ‹
- ۲۹شمارهٔ ۲۹گفتم که «چنان شیفتهٔ آن دهنمکز تنگی او تنگدل و ممتحنم»خواندن رباعی ‹
- ۳۰شمارهٔ ۳۰گفتم: «شکریم ده مسلمانی نیست»گفتا: «جان ده که نرخ پنهانی نیستخواندن رباعی ‹
- ۳۱شمارهٔ ۳۱گفتم که «هزار رونق افزون گیریگر تو کم یک شکر هم اکنون گیری»خواندن رباعی ‹
- ۳۲شمارهٔ ۳۲گفتم:«بردی از لب و دندان جانمروی از لب و دندان تو چون گردانم»خواندن رباعی ‹
