بخش

باب چهل و پنجم: در معانیی كه تعلق به گل دارد عطار

این بخش از «مختارنامه» عطار است و ۵۷ مورد منتشرشده دارد (رباعی ۵۷).

مورد منتشرشده
۵۷
صفحه
۴

ترتیب: صعودی · نزولی

اشعار (۵۷ مورد · نمایش ۱۷ تا ۳۲)

  1. ۱۷شمارهٔ ۱۷گل گفت که تا روی گشادند مراهم بر سر پای سر بدادند مراخواندن رباعی ‹
  2. ۱۸شمارهٔ ۱۸گل گفت که تا چشم گشادند مرادیدم که برای مرگ زادند مراخواندن رباعی ‹
  3. ۱۹شمارهٔ ۱۹گل گفت: کسم عمر به دریوزه نداددادِ دلِ من گنبدِ فیروزه ندادخواندن رباعی ‹
  4. ۲۰شمارهٔ ۲۰گل گفت: ز رخ نقاب باید انداختجان در خطر عذاب باید انداختخواندن رباعی ‹
  5. ۲۱شمارهٔ ۲۱گل گفت: که گه زخم زند صد خارمگه باد به خاک ره فشاند خوارمخواندن رباعی ‹
  6. ۲۲شمارهٔ ۲۲گل گفت: مرا خون جگر خواهد ریختبر خاک رهم کنار زر خواهد ریختخواندن رباعی ‹
  7. ۲۳شمارهٔ ۲۳گل گفت که چند اوفتم در پستیبیرون تازم با سپری از مستیخواندن رباعی ‹
  8. ۲۴شمارهٔ ۲۴گل گفت: نقاب برگشادیم و شدیماز دست به دسته اوفتادیم و شدیمخواندن رباعی ‹
  9. ۲۵شمارهٔ ۲۵گل گفت: چنین که من کنون می‌آیمحقا که خلاصهٔ جنون می‌آیمخواندن رباعی ‹
  10. ۲۶شمارهٔ ۲۶گل گفت: کسم هیچ فسون مینکنددرمان من غرقه به خون مینکندخواندن رباعی ‹
  11. ۲۷شمارهٔ ۲۷گل گفت: گلابگر چو تابم ببرددر زیرِ جُلَیلِ غنچه خوابم ببردخواندن رباعی ‹
  12. ۲۸شمارهٔ ۲۸گل گفت: که با گلابگر هر سحریاول پیکان نمودم آخر سپریخواندن رباعی ‹
  13. ۲۹شمارهٔ ۲۹گل گفت: منم فتاده صد کار امروزدر آتش و خون مانده گرفتار امروزخواندن رباعی ‹
  14. ۳۰شمارهٔ ۳۰گل گفت: چو نیست هفتهای روی نشستاز کم عمری پشت امیدم بشکستخواندن رباعی ‹
  15. ۳۱شمارهٔ ۳۱گل گفت ز تفِّ دل عرق خواهم کردزر از پی عمر بر طبق خواهم کردخواندن رباعی ‹
  16. ۳۲شمارهٔ ۳۲گل بر سر پای غرقهٔ خون زانستکاو روز دویی درین جهان مهمانستخواندن رباعی ‹