بخش سی و هفتم

بخش ۱۳ - الحكایة ‌و التمثیل عطار

شاعر
عطار
قالب
مثنوی
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مسدس محذوف یا وزن مثنوی)

بود محمود و حسن در بارگاه

گشته هم خلوت وزیر و پادشاه

۱

نه یکی آمد نه یک تن راه خواست

نه گدائی قرب شاهنشاه خواست

۲

هیچکس در دادخواهی ره نجست

هم رعیت هم سپاهی ره نجست

۳

بود بر درگاه آرامی عظیم

نه امیدی هیچکس را و نه بیم

۴

با وزیر خویش گفت آن شهریار

بر در ما کو نشان کار و بار

۵

نه کسی فریاد میخواهد زما

نه گدائی داد میخواهد ز ما

۶

هر کرا زینسان در عالی بود

کی روا باشد اگر خالی بود

۷

این چنین درگاه عالی ای وزیر

نیست خوش از شور خالی ای وزیر

۸

آن وزیرش گفت عدلی این چنین

کز تو ظاهر گشت درروی زمین

۹

چون جهان پر عدل دارد پادشاه

کی تواند بود هرگز دادخواه

۱۰

شاه گفتا راست گفتی این زمان

شور اندازم جهانی در جهان

۱۱

این بگفت و لشکری را راست کرد

پس ز هر شهر و دهی درخواست کرد

۱۲

جوش و شوری در همه عالم فتاد

درگه محمود خالی کم فتاد

۱۳

شد در او موج زن از کار و بار

آنچه آن میخواست آن گشت آشکار

۱۴

دربارهٔ عطار

۵٬۰۱۵ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ بخش سی و هفتم (۱۳ شعر) قرار دارد.