ای پسر هر کس که دارد چار چیز
چارِ دیگر هم شود موجود نیز
۱عاقبت رسوایی آید از لجاج
خشم را نکند پشیمانی علاج
۲بیگمان از کبر خیزد دشمنی
حاصل آید خواری از کاهلتنی
۳چون لجوجی در میان پیدا شود
بنده از شومی او رسوا شود
۴خشم خود را چونکه راند جاهلی
جز پشیمانیش نبود حاصلی
۵هرکه کرد از کبر بالا گردنش
دوستان گردند آخر دشمنش
۶کاهلی را هرکه سازد پیشهای
آید از خواری به پایش تیشهای
۷خشم خود را گر فرو نخورد کسی
عاقبت بیند پشیمانی بسی
۸هرکه او از تنبلی باشد بلید
بر قفایش شاید ار سیلی رسید
۹هرکه او افتادهای تنپرورست
نیست انسان کمتر از گاو و خرست
۱۰