گفت ای دانندهٔ کون ومکان
غیر تو کس نیست در هر دو جهان
۱گفت ای دارندهٔ عرش مجید
عرش و کرسی هم ز تو گشته پدید
۲گفت ای دارندهٔ لوح و قلم
این جهان وآن جهان از تو علم
۳گفت ای پیدا و پنهان آمده
خلق عالم از تو حیران آمده
۴گفت ای آرام جان عاشقان
هم توئی درمان درد بیدلان
۵گفت ای هر دم به لونی آمده
عاشقان از تو شده در دمدمه
۶ای وصالت آتشی در ما زده
هرچه غیرتست کلی لازده
۷ای وصالت عاشقان در یافته
جان خود را در وصالت باخته
۸ای وصالت عارفان بشناخته
جان خود را در وصالت باخته
۹ای وصالت صادق و حاذق شده
از طریق صدق خود لایق شده
۱۰ای وصالت طالبان در جستجوی
اندر این ره آمده درگفتگوی
۱۱ای وصالت سالکان در ره دوان
جمله در راهند از ره بینشان
۱۲ای وصالت زاهدان در زهد خویش
هر زمان تقریر زهد آرند پیش
۱۳ای وصالت عالمان در های و هوی
در ره تقلید بشکافند موی
۱۴ای وصالت انبیا را نقد حال
ذات ایشان ماورای قیل وقال
۱۵ای وصالت آسمان و هم زمین
هست در تسبیح رب العالمین
۱۶ای وصالت شمس را دریافته
نور او بر جمله عالم تافته
۱۷ای وصالت ماه را خالی زده
گاه بدر و گه هلالی بر زده
۱۸ای وصالت کوکبان حیران شده
اندر این ره جمله در سیران شده
۱۹ای وصالت باد وآتش را بهم
داده وصلت از ره لطف و کرم
۲۰ای وصالت کرده آب و خاک را
دامگاهی جان و روح پاک را
۲۱ای وصالت بحر را بگداخته
هر زمان دردی دگر پرداخته
۲۲ای وصالت کوه را در گلزده
صدهزاران عقبها در دل زده
۲۳ای وصالت در درخت و گل شده
صدهزاران میوها از دل شده
۲۴ای وصالت سر دریای قدم
صدهزاران درشد از کان عدم
۲۵ای وصالت آشکارا و نهان
ای وصالت از عیانی در بیان
۲۶ای وصالت نیستی و نیستان
ای وصالت هست گشته در جهان
۲۷ای وصالت از جهان بیرون شده
ای وصالت عالمی همچون شده
۲۸از وصالت این جهان و آن جهان
ای وصالت حاصل صاحب دلان
۲۹ای وصالت هم عیان و هم نهان
ای وصالت روشنائی جهان
۳۰ای وصالت هردو عالم سوخته
جان ما در جسم ما بر دوخته
۳۱ای وصالت غمگسار مفلسان
ای وصالت دستگیر بیکسان
۳۲ای وصالت رهنمای سالکان
ای وصالت درگشای طالبان
۳۳ای وصالت شور مشتاقان شده
ای وصالت وصل عشاقان شده
۳۴ای وصالت صدق صدیق آمده
ای وصالت عین تحقیق آمده
۳۵ای وصالت ترک و تجرید آمده
ای وصالت گنج توحید آمده
۳۶ای وصالت اولین و آخرین
ای وصالت ظاهرین و باطنین
۳۷ای وصالت وصل من دریافته
لاجرم از عشق جان را باخته
۳۸ای وصالت کرده در زندان مرا
ای وصالت گم شده هجران مرا
۳۹ای وصالت کرده بر من آشکار
میبرد فردا مرادر پای دار
۴۰