چارچیز آمد نشان ابلهی
با تو گویم تا بیابی آگهی
۱عیب خود ابله نبیند در جهان
باشد اندر جستن عیب کسان
۲تخم بخل اندر دل خود کاشتن
وانگه امید سخاوت داشتن
۳هرکه خلق از خُلق او خشنود نیست
هیچ قدرش بر در معبود نیست
۴هرکه او را پیشه بدخویی بوَد
کار او پیوسته بدرویی بوَد
۵خوی بد بر تن، بلای جان بود
مردم بدخو نه از انسان بود
۶بخل شاخی از درخت دوزخ است
وان بخیلک از سگان مسلخ است
۷روی جنّت را کجا بیند بخیل
پشه افتاده اندر پای پیل
۸باش از بخل بخیلان برکران
تا نباشی از شمار ابلهان
۹