بلبل از باد صبا در بوستان
نوحه میکردند بهر دوستان
۱مدتی فریاد و زاری در چمن
کرد بلبل پیش نسرین و سمن
۲کار دنیا این چنین است ای پسر
الحذر از کار دنیا الحذر
۳آمدند آنجا همه مرغان باغ
با دل پر درد و با جان بداغ
۴گریه و زاری همی کردند و آه
شب همه شب تا بوقت صبحگاه
۵عارف مرغان که طوطی نام اوست
شکر شیرین همه در کام اوست
۶تعزیت چون داد بر شاخی نشست
گفت از بالای گردون تا به پست
۷از ملایک تا به انسان و پری
وز سلاطین تا گدا و لشکری
۸کس نماند در جهان بر روی خاک
بلکه زیر خاک خواهد رفت پاک
۹ای خوشا آنکس که او چالاک رفت
دل بدست آورد و زیر خاک رفت
۱۰کی بقا دارد جهان ای بوالهوس
کی بماند این جهان با هیچکس
۱۱از گل و گلزار و گلشن دور شو
در جهان معنوی مستور شو
۱۲دوست میداری خدا و در دیار
گردنت آزاد گرداند ز یار
۱۳گردن دیو طبیعت را بزن
بیخ شهوت از زمین دل بکن
۱۴گر تو در بند هوا باشی مقیم
کی شود قلب تو ای خواجه سلیم
۱۵زهد و تقوی و ورع را کار بند
رندی و می خوارگی تا چند چند
۱۶