صبحی که گلت به باغ باشد
گل در بغل چراغ باشد
۱تمثال شریک حسن مپسند
گو آینه بیتو داغ باشد
۲ای سایه نشان خویش گم کن
تا خورشیدت سراغ باشد
۳آنسوی عدم دو گام واکش
گرآرزوی فراغ باشد
۴مردیم به حسرت دل جمع
این غنچهگل چه باغ باشد
۵گویند بهشت جای خوبیست
آنجا هم اگر دماغ باشد
۶بیدل به امید وصل شادیم
گو طوطی بخت زاغ باشد
۷