غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۰۰ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

جمعیت از آن دل‌که پریشان تو باشد

معموری آن شوق که ویران تو باشد

۱

عمری‌ست دل خون شده بی‌تاب ‌گدازی‌ست

یارب شود آیینه و حیران تو باشد

۲

صد چرخ توان ریخت ز پرواز غبارم

آن روزکه در سایهٔ دامان تو باشد

۳

داغم‌که چرا پیکر من سایه نگردید

تا در قدم سرو خرامان تو باشد

۴

عشاق بهار چمنستان خیالند

پوشیدگی آیینه عریان تو باشد

۵

هر نقش قدم خمکده عالم نازیست

هرجا اثر لغزش مستان تو باشد

۶

نظاره ز کونین به کونین نپرداخت

پیداست که حیران تو حیران تو باشد

۷

مپسند که دل در تپش یأس بمیرد

قربان تو قربان تو قربان تو باشد

۸

سر جوش تبسمکده ناز بهار است

چینی‌که شکن‌پرور دامان تو باشد

۹

در دل تپشی می خلد از شبههٔ هستی

یارب‌که نفس جنبش مژگان تو باشد

۱۰

بیدل سخنت نیست جز انشای تحیر

کو آینه تا صفحهٔ دیوان تو باشد

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: تو باشدقافیه: ـان۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«تو باشد» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. باشدباشد
  2. بی‌تاب‌گدازی‌ستباشد
  3. غبارمباشد
  4. نگردیدباشد
  5. خیالندباشد
  6. نازیستباشد
  7. نپرداختباشد
  8. بمیردباشد
  9. استباشد
  10. هستیباشد
  11. تحیرباشد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.