پیر خمیازهکش وضع جوان میباشد
حسرت تیر در آغوش کمان میباشد
۱نوبهار چمن عمر همین خاموشیست
گفتگو صرصر تمهید خزان میباشد
۲غفلت از منتظر وصل خیالی است محال
چشم اگر بسته شود دل نگران میباشد
۳رهبر عالم بالاست خیال قد یار
خضر این بادیه چون سرو جوان میباشد
۴قطع زنجیر ز مجنون تو نتوان کردن
موج جزو بدن آب روان میباشد
۵چه خیالیست نوایی ز تمنا نکشیم
که نفس رشتهٔ قانون فغان میباشد
۶سخت دور است ازین دامگه آزادی ما
مژه از بیخبری بالفشان میباشد
۷خاطر نازک ما ایمن از آفات نشد
سنگ درکارگه شیشهگران میباشد
۸سر تسلیم سبکمایه به بیقدریهاست
جنس ما را به کف دست دکان میباشد
۹بلبل طفل مزاجم بهکجا دل بندم
گل این باغ ز رنگینقفسان میباشد
۱۰کج ادایانه به ارباب مطالب سرکن
راستی بر دل ین قوم سنان میباشد
۱۱چشم تا واکنی از خویش برون تاختهایم
صورت آیینهٔ دامن به میان میباشد
۱۲صافمشرب دو زبانی نپسندد بیدل
هرچه در دل، به لب آب همان میباشد
۱۳