غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۸۰ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

عالم همه زین میکده بیهوش برآمد

چون باده ز خم بیخبر از جوش برآمد

۱

چندانکه گشودیم سر دیگ تسلی

سرپوش دگر از ته سرپوش برآمد

۲

حرفی به زبان آمده صد جلدکتاب‌ست

عنقا به خیال که فراموش برآمد

۳

ای بیخبران چارهٔ فرمان ازل نیست

آهی‌که دل امروز کشد دوش برآمد

۴

بی‌مطلبی آینه‌، جمعیت دلهاست

موج‌گهر از عالم آغوش برآمد

۵

کیفیت مو داشت‌ گل شیب و شبابت

پیش ازکفن این جلوه سیه‌پوش برآمد

۶

این دیر خرابات خیالی‌ست که اینجا

تا شعلهٔ جواله قدح‌نوش برآمد

۷

دون‌طبع همان منفعل عرض بزرگی‌ست

دستار نمود آبله پاپوش برآمد

۸

بر منظر معنی‌که ز اوهام بلندست

نتوان به خیالات هوس ‌گوش برآمد

۹

صد مرحله طی‌کرد خرد در طلب اما

آخرپی ما آن طرف هوش برآمد

۱۰

از نغمهٔ تحقیق صدایی نشنیدیم

فریاد که ساز همه خاموش برآمد

۱۱

دیدیم همین هستی ما زحمت ما بود

سر آخر کار آبلهٔ دوش برآمد

۱۲

بیدل مثل کهنهٔ افسانهٔ هستی

زین گوش درون رفت و از آن گوش برآمد

۱۳

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: برآمدقافیه: ـوش۱۳ از ۱۳ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • با حروف قافیهٔ منبع هم‌خوان نیست

پایان مصرع‌ها

  1. برآمدبرآمد
  2. تسلیبرآمد
  3. جلدکتاب‌ستبرآمد
  4. نیستبرآمد
  5. دلهاستبرآمد
  6. شبابتبرآمد
  7. اینجابرآمد
  8. بزرگی‌ستبرآمد
  9. بلندستبرآمد
  10. امابرآمد
  11. نشنیدیمبرآمد
  12. بودبرآمد
  13. هستیبرآمد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.