غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۲۵۶ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

عید است غبار سر راه تو توان شد

قربانی قربان نگاه تو توان شد

۱

امید شهید دم شمشیر غروری‌ست

بسمل ز خم طرف ‌کلاه تو توان شد

۲

باید همه تن دل شد و آشفت و جنون‌کرد

تا محرم‌ گیسوی سیاه تو توان شد

۳

تسلیم ز آفات جهان باک ندارد

در جیب خودم محو پناه تو توان شد

۴

ای خاک خرامت گل فردوس‌ به دامن

کو بخت ‌که پامال گیاه تو توان شد

۵

سهل است شفاعتگری جرم دو عالم

گر قابل یک ذره ‌گناه تو توان شد

۶

بیدل دل ما طاقت آیات ندارد

تاکی هدف ناوک آه تو توان شد

۷

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: تو توان شدقافیه: ـاه۶ از ۷ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • ردیف بلند (سه واژه یا بیشتر)
  • برخی مصرع‌ها از الگو پیروی نمی‌کنند

پایان مصرع‌ها

  1. شدشد
  2. غروری‌ستشد
  3. جنون‌کردشد
  4. نداردشد
  5. دامنشد
  6. عالمشد
  7. نداردشد

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.