یاران تمیز هستی بدخو نکردهاند
از شمع چیدهاند گل و بو نکردهاند
۱آیین حسن جوهر سعی بصیرت است
کوران تلاش وسمهٔ ابرو نکردهاند
۲وارستگان ز شرم نی بوریای فقر
نقش قبول زینت پهلو نکردهاند
۳خودسنجی از دکانچهٔ سودای شهرت است
ما را نشان تیر ترازو نکردهاند
۴آیینه چند تهمت خودبینیات کشد
ارباب شرم جز به عرق رو نکردهاند
۵توفیق کعبهٔ دل از این سرکشان مخواه
یک سجده نذر خدمت زانو نکردهاند
۶خاصان چو شمع ناظر این محفلند، لیک
جز پیش پا نگاه به هر سو نکردهاند
۷چین جبین به وصف تبسم بدل کنند
شکر لبان اهانت لیمو نکردهاند
۸هرجا شکست دل ادبآموز منصفی است
تصویر چینی از قلم مو نکردهاند
۹گرد عبارتیم، به معنی که میرسد
ما را هنوز در طلبش او نکردهاند
۱۰بیدل به خود جنون کن و صد پیرهن ببال
بیچاک جامهٔ هوس اتو نکردهاند
۱۱