نظم امکانی کجا ضبط روانی میکند
کوه هم گر پا فشارد سکتهخوانی می کند
۱زین من و ما چون شرار کاغذ آتشزده
اندکی دامن فشاندن گلفشانی میکند
۲خلق از آغوش عدم نارسته میجوید فراغ
بینشانی هم تلاش بینشانی میکند
۳ذوق خودداری ز ما جز پستی همت نخواست
خاک اگر تمکین نچیند آسمانی میکند
۴این بلند و پست کز گرد نفس گل کرده است
تا کسی از خود برآید نردبانی میکند
۵عجز پر بیپرده است اما درشتیهای طبع
مغز بیناموس ما را استخوانی میکند
۶از تعین چند مهمان فضولی زیستن
خاکساری بیش از اینت میزبانی میکند
۷آسمان دوش خمی دارد که بارش عالم است
کار صد قدرت همین یک ناتوانی میکند
۸بر دل ما کس ندارد یک تبسم التفات
زخم اگر میخندد اینجا مهربانی میکند
۹در حدیث عشق تن زن از مقالات هوس
لکنت تقریر تفضیح معانی میکند
۱۰زین همه اسباب کز دنیا و عقبا چیدهاند
هرچه برداریم غیر از دل گرانی میکند
۱۱بیدل آخر مدعای شوق پرواز است و بس
بیپر و بالی دو روزم آشیانی میکند
۱۲