اینکه طاقتها جوانی میکند
ناتوانی، ناتوانی میکند
۱گر همه خاک از زمینگردد بلند
بر سر ما آسمانی میکند
۲بسکه فطرتها ضعیف افتاده است
تکیه بر دنیای فانی میکند
۳نیستکس اینجاکفیل هیچکس
زندگی روزیرسانی میکند
۴عصمت از تشویش دنیا جستن است
نفس را این قحبه، زانی میکند
۵در تب و تاب نفس پرواز نیست
سعی بسمل پرفشانی میکند
۶قید هستی پاس ناموس دل است
بیضهداری آشیانی میکند
۷از چه خجلت صفحهام آتش زند
چون عرق داغم روانی میکند
۸هرکه را دیدم درین عبرتسرا
بهر مردن زندگانی میکند
۹بی دماغم، غیر دل زین انجمن
هرچه بردارم گرانی میکند
۱۰آنقدر از خود به یادش رفتهام
کاین جهانم آنجهانی میکند
۱۱هیچ میدانی کهام ای بیخبر
شاه ما را پاسبانی میکند
۱۲کلک بیدل هرکجا دارد خرام
سکته هم ناز روانی میکند
۱۳