غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۸۷ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

ظالم چه خیال است مؤدب به‌در آید

آن نیست‌ کجی کز دم عقرب به‌در آید

۱

می چاره‌گر کلفت زهاد نگردید

توفان مگر از عهدهٔ مذهب به‌در آید

۲

آرام زمانی‌ست‌ که در علم یقینت

تاثیر ز جمعیت کوکب به‌‌در آید

۳

جز سوختن افسرده‌دلان هیچ ندارند

رحم است به خشتی‌ که ز قالب به‌در آید

۴

با بخت سیه چارهٔ خوابم چه خیال است

بیدار شود سایه چو از شب به‌در آید

۵

زین مرحله خوابانده به در زن‌ که مبادا

آواز سوار از سم مرکب به‌درآید

۶

چون ماه‌ نو از شرم زمین‌بوس تو داغم

هرچند که پیشانی‌ام از لب به‌ در آید

۷

خطی ز سیهکاری من ثبت جبین است

ترسم‌که زند جوش و مرکب به‌در آید

۸

آنجا که غبار اثر از خوی تو گیرند

آتش تریش چون عرق از تب به‌درآید

۹

گر پرتو حسن تو به این برق شکوه است

خورشید هم از خانه مگر شب به‌درآید

۱۰

در خلوت دل صحبت اوهام وبال است

بیزارم از آن حلقه‌ که یارب به‌ در آید

۱۱

بیدل چقدر تشنهٔ اخفاست معانی

در گوش خزد هرقدر از لب به‌در آید

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـآید۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • با حروف قافیهٔ منبع هم‌خوان نیست

پایان مصرع‌ها

  1. آیدآید
  2. نگردیدآید
  3. یقینتآید
  4. ندارندآید
  5. استآید
  6. مبادابه‌درآید
  7. داغمآید
  8. استآید
  9. گیرندبه‌درآید
  10. استبه‌درآید
  11. استآید
  12. معانیآید

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.