صبحی بهگوش عبرتم از دل صدا رسید
کای بیخبربه ما نرسید آنکه وارسید
۱دریاست قطرهای که به دریا رسیده است
جز ما کسی دگر نتواند به ما رسید
۲سعی نفس ز دل سر مویی نرفت پیش
جایی که کس نمیرسد این نارسا رسید
۳مزد فسردنیکه به خاکم قدم زند
یاد قدت به سیر بهارم عصا رسید
۴آسودگی به خاکنشینان مسلم است
این حرفم از صدای نی بوربا رسید
۵دنیا که تاج کجکلهان نقش پای اوست
بر ما غبار ریختکه تا پشت پا رسید
۶طبع ترا مباد فضول هوسکند
میراث سایهای که ز بال هما رسید
۷عشاق دیگر از که وفا آرزو کنند
دل نیز رفته رفته به آن بیوفا رسید
۸چون نالهای که بگذرد از بندبندنی
صد جا نشست حسرت دل تا به ما رسید
۹تا وادی غبار نفس طی نمیشود
نتوان به مقصد دل بی مدعا رسید
۱۰بر غفلت انفعال و به آگاهی انبساط
برهرکه هرچه میرسد ازمصطفا رسید
۱۱از خود گذشتنیست فلک تازی نگاه
تا نگذری زخود نتوان هیچ جا رسید
۱۲خون دلی به دیده بیدل مگر نماند
کز بهر پایبوس تو رنگ حنا رسید
۱۳