غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۵۹۷ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دندان به خنده چون کند آن لعل تر سپید

سیمابی است اگر شود آنجا گهر سپید

۱

بر طبع پختگان نتوان فکر خام بست

مشکل دمد چو نقره و ارز‌بز زر سپید

۲

از اهل جاه ناز جوانی نمی‌رود

چینی چه ممکن است‌کند موی سرسپید

۳

زین دوری تمیز که دارد نگاه خلق

گردد در آفتاب سیاهی مگر سپید

۴

شغل هوس به جوهر تحقیق ظلم‌ کرد

دل شد سیاه چند کنی بام و در سپید

۵

گر وارسی به معنی شیخان روزگار

یکسر چو نافه دل‌سیهانند و سر سپید

۶

شد پیر و ژاژخواهی طبع دنی بجاست

گه خوردن از چه ترک‌ کند زاغ پر سپید

۷

خجلت سیاهی از رخ زنگی نمی‌برد

هرچند گل‌ کند عرقش در نظر سپید

۸

هر اسم خاص وضع مسمای دیگر ‌است

اشهب مگوچوگشت دم ویال خرسپید

۹

آنجاکه سینه صافی مردان قدم زند

افکندنی‌ست گر همه گردد سپر سپید

۱۰

کودرد عشق تا به‌ حلاوت علم شویم

می‌گردد از گداز مکرر شکر سپید

۱۱

عمری‌ست در قفای نفس هرزه می‌دوبم

برما رهی نگشت ازاین راهبر سپید

۱۲

بیدل به بزم معرفت از لاف شرم دار

شب راکسی ندید به‌پیش سحرسپید

۱۳

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـسپید۱۳ از ۱۳ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. سپیدسپید
  2. بستسپید
  3. نمی‌رودسرسپید
  4. خلقسپید
  5. کردسپید
  6. روزگارسپید
  7. بجاستسپید
  8. نمی‌بردسپید
  9. دیگر‌استخرسپید
  10. زندسپید
  11. شویمسپید
  12. می‌دوبمسپید
  13. دارسحرسپید

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.