به صفحهای که حدیث جنون کنم تحریر
ز سطر، ناله تراود چو شیون از زنجیر
۱چه ممکن است در این انجمن نهان ماند
سیاهبختی عاشق چو مو به کاسهٔ شیر
۲خرابهٔ دل محزون بینوایان را
به جز غبار تمنا که میکند تعمیر
۳بهار هستی اگر این بود خوشا رنگی
که صرف کرد سپهرش به پردهٔ تصویر
۴ز دست اهل عدم هرچه آید اعجاز است
به خدمتم نپذیرند اگرکنم تقصیر
۵شرارکاغذم از آه من حذر مکنید
که هم به خود زنم آتش اگرکنم تاثیر
۶گرفتم اینکه در این دشت بینشان مقصد
به منزلی نرسیدی سراغ آبله گیر
۷سواد نسخهٔ ما سخت مبهم افتادهست
خیال حیرت آیینه میکند تحریر
۸نگشت سعی امل سد راه وحشت عمر
به پای شعله نشد موج خار و خس زنجیر
۹زمین طینت ما نیست کینهخیز نفاق
به آب، آتش یاقوت کردهاند خمیر
۱۰به خود ستم مکن ای ظالم حسد بنیاد
که هست یکسر پیکان همیشه در دل تیر
۱۱حذر ز زمزمهٔ عندلیب ما بیدل
که اخگرست به منقار ما چوآتشگیر
۱۲