ای ز لعلت سخن گلاب فروش
نگه از نرگست شراب فروش
۱تیغ ناز تو موجها دارد
از سر بیدلان حباب فروش
۲زبن دو نیرنگ قطع نتوان کرد
جلوهگر باش یا نقاب فروش
۳ذرهای مهر بینشان خودی
هرکجا باشی آفتاب فروش
۴زاهدا کار عشق بیسببی است
تو دعاهای مستجاب فروش
۵فرصت اینجا ترانهٔ عنقاست
گر توقف کنی شتاب فروش
۶میروی چشم بسته زین بازار
جنسهای نگه به خواب فروش
۷نقش هر ذرهای که میبینی
آفتابی است انتخاب فروش
۸زندگانی قماش راحت نیست
تا نفس داری اضطراب فروش
۹برق تازان ز خود برون رفتند
حیرت ما همان رکاب فروش
۱۰حرف بیموقع از حیا دور است
آبم از پیری شباب فروش
۱۱ای شعورت خیالباف جنون
این کتانها به ماهتاب فروش
۱۲همه سقای آبروی خودند
یک دو گوهر تو نیز آب فروش
۱۳بیدل اینجا کجاست دام و چه صید
دلکمندیست پیچ و تاب فروش
۱۴