غزلیاتغزل شمارهٔ ۱۶۰۶ بیدل دهلویشاعربیدل دهلویمجموعهغزلیاتقالبغزلوزنفعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)منبعپروژهٔ بازبینی OCRآاندازهآروشنکاغذیشبکپی متنذخیرهاشتراکافزودن به مقایسههدیه دادن این شعراشعار همقافیهنمای کتابیکارت تصویریدوستان از منش دعا مبریدزندهام نامم از حیا مبرید۱خاک من دارد انفعال غبارکاش بادم برد شما مبرید۲خون من تیره شد زافسردنشبخون برسرحنا مبرید۳میگدازم ز خجلت نگهشهرکجا او بود مرا مبرید۴محفل ناز غیرتاندود استسرمه لب میگزد صدا مبرید۵با چلیپا خوش است نوخط مانامه جزروی برقفا مبرید۶عشق بیتاب عرض یکتاییستدل ما جزبه دست ما مبرید۷دسته بندید اگرگل این باغقفس بلبلان جدا مبرید۸هرکجا جشم میگشاید شمعگرد پروانه پرگشا مبرید۹از قمار بساط آگاهیجز عرقریزی حیا مبرید۱۰نالهکفر است در طریق وفابرقضا شکوه قضا مبرید۱۱سر همان به که بر زمین باشدجنس تسلیم بر هوا مبرید۱۲عرض اهل هنر نگه دارندپیش طاووس نام پا مبرید۱۳خشکی از اهل دستگاه تریستنم آب رخ گدا مبرید۱۴غیر دل نیست آستان مرادبر در هرکس التجا مبرید۱۵در جود از سوال مستغنی استببرید این ترانه یا مبرید۱۶گوشهگیر حیاست بیدل ماسخنش نیز جابجا مبرید۱۷