در نظرها معنیام گل میکند غیرت به چنگ
خامهام دارد مداد از محضر داغ پلنگ
۱ساز آفاق از نواهای شکست دل پر است
در صدای کوه یک میناست لبریز ترنگ
۲بینقابی اینقدرها برنمیدارد جمال
هر صفایی را که دیدم میکند ایجاد رنگ
۳هر قدر مینا به سنگ آید درین ناموسگاه
خجلت از روی پری شستهست رنگ
۴دل فضایی داشت پیش از دستگاه ما و من
خانهٔ آیینه تمثال نفسها کرده تنگ
۵از حدیث کینهجو ایمن نباید زیستن
هرکجا دم میزند دود دگر دارد تفنگ
۶از مدارای فلک ممکن مدان آرام خلق
خوابکو کز بهر آهو پوست اندازد پلنگ
۷محرم درد دل ما کس درین کهسار نیست
بر صدای ناتوانان سینه مالیدهست سنگ
۸رنگها دارد سواد سرمهٔ چشم بتان
کلک نقاشان صدف گلکرده در خاک فرنگ
۹فهم حکم اندازی شست قضا آسان مگیر
در ته بال پری این جا پری دارد خدنگ
۱۰با تامل مشورت درکار حق جستن خطاست
دامن فرصت کم افتادهست در دست درنگ
۱۱بیدل اینجا آفت امداد است سعی عافیت
فکر ساحل میتراشدکشتی ازکام نهنگ
۱۲