غزلیات

غزل شمارهٔ ۱۹۲۹ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

ای از خرامت نقش پا خورشید تابان در بغل

از شوخی‌ گرد رهت عالم‌ گلستان در بغل

۱

ابرویت از چین جبین زه‌ کرده قوس عنبرین

چشم از نگاه شرمگین شمشیر بران در بغل

۲

بی رویت از بس مو به مو توفان‌طراز حسرتم

چون ابر دارد سایه‌ام یک چشم‌ گریان در بغل

۳

دل را خیال نرگست برداشت آخر از میان

صحرا ز گرد وحشیان پیچیده دامان در بغل

۴

حیرت رموز جلوه‌ای بر روی آب آورده است

آیینه دارد ناکجا تمثال پنهان در بغل

۵

دیوانهٔ ما را دلی در سینه نتوان یافتن

دارد شراری یادگار از سنگ طفلان در بغل

۶

می‌خواست از مهد جگر بر خاک غلتد بی‌رخت

برداشت طفل اشک را چون دایه مژگان در بغل

۷

هستی ندارد یک شرر نور شبستان طرب

این صفحه‌ گر آتش زنی یابی‌ چراغان در بغل

۸

عشق از متاع این و آن مشکل‌ که آراید دکان

آخر خریدار تو کو ای ‌کفر و ایمان در بغل

۹

کو خلوت و کو انجمن در فکر خود دارم وطن

چون شمع سر تا پای من دارد گریبان در بغل

۱۰

چشمی اگر مالیده‌ام زین باغ بیرون چیده‌ام

وحشت‌کمین خوابیده‌ام چون غنچه دامان در بغل

۱۱

در وادی‌ای کز شوق او بیدل ز خود من رفته‌ام

خوابیده هر نقش قدم بگذشت جولان در بغل

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف احتمالی: در بغلقافیه: ـان۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

«در بغل» به واژهٔ پیش از خود چسبیده است؛ ممکن است نشانهٔ جمع یا پسوند دستوری باشد نه ردیفی جدا. تشخیص نهایی با تحلیل ادبیِ انسانی است.

  • پایان مشترک ممکن است فقط یک پسوند دستوری باشد

پایان مصرع‌ها

  1. بغلبغل
  2. عنبرینبغل
  3. حسرتمبغل
  4. میانبغل
  5. استبغل
  6. یافتنبغل
  7. بی‌رختبغل
  8. طرببغل
  9. دکانبغل
  10. وطنبغل
  11. چیده‌امبغل
  12. رفته‌امبغل

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.