اگر آن نازنین رود به تماشای رنگگل
چمن از شرم عارضش ندهد گل به چنگگل
۱به خرامیکهگلکند ز نهال جنونگلش
الم خار میکشد قدم عذر لنگگل
۲می مینای این چمن ز شکست است موجزن
پی بوگیر و درشکن به خیال ترنگگل
۳ز نشاط عرق ثمر بهگلاب آب ده نظر
مگشای بالت آنقدر که کشند غنچه بنگگل
۴نه به رنگ الفت بقا، نه ز بوی جلوه پرگشا
مگر این نقد پوچ را تو بسنجی به سنگگل
۵طرب باغ رنگ اگر زند ازخندهگل به سر
تو هم این زخم تازهکن دو سه روزی به رنگگل
۶به چنین وضع ناتوان نستیزی به این وآن
نبرد صرفهای حیا به خس و خار چنگگل
۷سحرجام فرصتم رمق شمع وحشتم
نفسی چند میکشم به شتاب درنگگل
۸من بیدل درین چمن ز چه تشریف بشکفم
به فشار است رنگ هم زقباهای تنگگل
۹