شور صد صحرا جنونگرد نمکدان شما
ای قیامت صبحخیز لعل خندان شما
۱چشم آهو حلقهٔ گرداب بحر حیرت است
در تماشای رم وحشیغزالان شما
۲ عشرت از رنگ است هرجا گل بساطآرا شود
مفت جام مایه میگردد به دوران شما
۳ از صدف ریزد گهر وز پسته مغز آید برون
چون شود گرم تکلم لعل خندان شما
۴ از طراوتگاه عشرت نوبهار باغ ناز
باد چشم ما سفال جوش ریحان شما
۵ بیش از این نتوان به ابروی تغافل ساختن
شیشهٔ دل خاک شد در طاق نسیان شما
۶ ما سیهبختان به نومیدی مهیا کردهایم
یک چراغان داغ دل دور از شبستان شما
۷ بستر و بالین من عمریست قطع راحت است
بر دم شمشیر زد خوابم ز مژگان شما
۸ نارسا افتادهایم ای برقتازان همتی
تا غبار ما زند دستی به دامان شما
۹ عالمی در حسرت وضع عبارت مرده است
معنی ما کیست تا فهمد ز دیوان شما؟
۱۰از غبار هر دو عالم پاک بیرون جسته است
بیدلِ آواره یعنی خانه ویران شما
۱۱