نی سر تعمیر دل دارم نه تن میپرورم
مشت خاکی را به ذوق خون شدن میپرورم
۱با نگاه دیدهٔ قربانیانم توأمی است
بینفس عمریست خود را درکفن میپرورم
۲صبر دارم تا کجا آتش به فریادم رسد
تخم نومیدی سپندم سوختن میپرورم
۳سایه وار آسودگیهایم همان آوارگیست
تیره روزم شام غربت در وطن میپرورم
۴پیرم و شرمم نمیآید ز افسون امل
عبرتی در سایهٔ نخلکهن میپرورم
۵بستهام دل را به یاد چین گیسوی کسی
در دماغ نافهای فکر ختن میپرورم
۶اختیار گوشهٔ خاموشیم بیهوده نیست
قدردان معنیام ربط سخن میپرورم
۷بیتماشایی نمیباشد تعلق زار جسم
در قفس زین مشت پرگل در چمن میپرورم
۸اشک مجنون آبیار انتظار عبرتیست
میدمد لیلی نهالی را که من میپرورم
۹بیدل این رنگی که عریانی ز سازش کم نبود
در قیاس ناز آن گل پیرهن میپرورم
۱۰