به صدگردون تسلسل بست دور ساغر عشقم
که گردانید یارب اینقدر گرد سر عشقم
۱سیاهی میکنم اما برون از رنگ پیدایی
غبار عالم رازم سواد کشور عشقم
۲نه دنیا عبرت آموزم نه عقبا حسرت اندوزم
به هیچ آتش نمیسوزم سپند مجمر عشقم
۳به صیقلکم نمیگردد غرور زنگ خودبینی
مگر آیینه بر سنگی زند روشنگر عشقم
۴عنان بگسست عمر و من همان خاک درش ماندم
نشد این بادبان آخر حریف لنگر عشقم
۵غمم، دردم، سرشکم، نالهام، خون دلم، داغم
نمیدانم عرض گل کردهام یا جوهر عشقم
۶گهیصلحم ،گهیجنگم،گهیمینا ،گهیسنگم
دو عالمگردش رنگم جنون ساغر عشقم
۷چو شمع از گردنم حق وفا ساقط نمیگردد
در آتش هم عرق دارم، خجالتپرور عشقم
۸نیام نومید اگر روزیدو احرام هوس دارم
که من چون داغ، هرجا حلقه گشتم، بر در عشقم
۹نه فخر کعبه دلخواهم، نه ننگ دیر اکراهم
سر تسلیم و فَرَّش هرچه خواهی چاکر عشقم
۱۰ندارد موی مجنون شانهای غیر از پریشانی
چه امکان است بیدل جمع گردم؟ دفتر عشقم
۱۱