غزلیات

غزل شمارهٔ ۲۵۵۲ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

ببینم تاکی‌ام آرَد جنون زین دامگه بیرون

پَری افشانده‌ام در رنگ یعنی می‌تپم در خون

۱

بقدرِ هستی از بی‌اختیاری ساختم اما

به ذوق دانه و آب از قفس نتوان شدن ممنون

۲

جنون عالم از گرد سحر بی‌پرده است اینجا

بقدرِ داغِ اختر پنبه سامان می‌کند گردون

۳

تو و من عالمی را از حقیقت بیخبر دارد

زمانی‌ گر نفس دزدی عبارت نیست جز مضمون

۴

گشاد دل به آغوش تعلق‌ها نمی‌سازد

چو صحرا وسعتم افکنده است از خانمان بیرون

۵

جهانی را شهید بی‌نیازی کرده‌ام اما

طرب خونی ندارد تا کُنم رختِ هوس گلگون

۶

چه امکان است سیل مرگ گرد حرص بنشاند

نرفت آخر به زیر خاک هم‌ گنج از کف قارون

۷

به خود صدعقده بستم تا به آزادی علم ‌گشتم

به چندین سکته چون نی مصرعی را کرده‌ام موزون

۸

به بزم‌ کبریا ما را چه امکان است پیدایی

مثال خاک نتوان دید در آیینهٔ گردون

۹

سواد آگهی ‌گر دیدهٔ هوشت ‌کند روشن

به زیر خیمهٔ لیلی رو از موی سر مجنون

۱۰

مباش ایمن ز لعل جانگداز گل‌رُخان بیدل

بلای جان بود چون با هم آمیزد می و افیون

۱۱

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

قافیه: ـون۱۱ از ۱۱ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

پایان مصرع‌ها

  1. بیرونخون
  2. اماممنون
  3. اینجاگردون
  4. داردمضمون
  5. نمی‌سازدبیرون
  6. اماگلگون
  7. بنشاندقارون
  8. علم‌گشتمموزون
  9. پیداییگردون
  10. روشنمجنون
  11. بیدلافیون

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.