غزلیات

غزل شمارهٔ ۶۸ بیدل دهلوی

مجموعه
غزلیات
قالب
غزل
وزن
فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

پرتو آهی ز جیبت‌گل نکرد ای دل چرا

همچو شمع‌کشته‌بی‌نوری درین‌محفل چرا

۱

مشت‌خون خود چوگل باید به‌روی خویش ریخت

بی‌ادب آلوده‌سازی دامن قاتل چرا

۲

خاک صد صحرا زدی آب از عرقهای تلاش

راه جولان هوس‌کامی نکردی‌گل چرا

۳

منزلت عرض حضوراست ومقامت اوج قرب

نور خورشیدی به خاک تیره ای مایل چرا

۴

سعی آرامت قفس فرسودة ابرام‌کرد

سر نمی‌دزدی زمانی در پر بسمل چرا

۵

چون سلیمان هم‌گره بر باد نتوانست زد

ای حباب این سرکشی بر عمر مستعجل چرا

۶

نیست از جیب تو بیرون‌گوهر مقصود تو

بی‌خبر سر می‌زنی چون موج بر ساحل چرا

۷

جلوه‌گاه حسن معنی خلوت لفظ است و بس

طالب لیلی نشیند غافل ازمحمل چرا

۸

تا به‌کی بی‌مدعا چون شمع باید رفتنت

جادهٔ خود را نسازی محو در منزل چرا

۹

بر دو عالم هر مژه برهم زدن خط می‌کشی

نیست یک‌دم نقش خویش از صفحه‌ات زایل چرا

۱۰

جود اگر در معرض احسان تغافل پیشه نیست

می‌درد حاجت گریبان از لب سایل چرا

۱۱

گوهر عرض حباب آیینه‌دار حیرت است

ای طلسم دل عبث‌گل‌کرده‌ای بیدل چرا

۱۲

قافیه و ردیف

نتیجهٔ پیشنهادی

ردیف: چراقافیه: ـل۱۲ از ۱۲ مصرع قافیه‌دار با این الگو می‌خوانَد

  • پایانِ مشترک فقط یک حرف است

پایان مصرع‌ها

  1. چراچرا
  2. ریختچرا
  3. تلاشچرا
  4. قربچرا
  5. ابرام‌کردچرا
  6. زدچرا
  7. توچرا
  8. بسچرا
  9. رفتنتچرا
  10. می‌کشیچرا
  11. نیستچرا
  12. استچرا

این نتیجه را برنامه با مقایسهٔ نوشتهٔ پایان مصرع‌ها پیشنهاد کرده است؛ وزن و تلفظ بررسی نشده و جایگزین تحلیل عروضی نیست.

دربارهٔ بیدل دهلوی

۲٬۸۲۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ غزلیات (۲٬۸۲۷ شعر) قرار دارد.