بیا ای جام و مینای طرب نقشکف پایت
خرام موج می مخمور طرز آمدنهایت
۱نفس در سینه، نکهت آشیان خلد توصیفت
نگه در دیده شبنم پرور باغ تماشایت
۲شکوه جلوهات جز در فضای دل نمیگنجد
جهان پرگردد از آیینه تا خالی شود جایت
۳پر آسان است اگر توفیق بخشد نور بیتابی
تماشای بهشت از گوشهٔ چشم تمنایت
۴توان در موج ساغر غوطه زد از نقش پیشانی
به مستی گر دهد فرمان نگاه نشئهپیمایت
۵فروغ شمع هم مشکل تواند رنگ گرداندن
در آن محفل که منع دور ساغر باشد ایمایت
۶مروت صرف ایجادت کرم فیض خدا دادت
ادب تعمیر بنیادت حیا آثار سیمایت
۷نظراندیشی وهمم به داغ غیر میسوزد
دلی آیینه سازم کز تو ریزم رنگ همتایت
۸هواخوه تو اکسیر سعادت در بغل دارد
نفس بودم سحر گل کردم از فیض دعاهایت
۹تهی از سجدهٔ شوقت سر مویی نمییابم
سراپا در جبین میغلتم از یاد سراپایت
۱۰اثر محو دعای بیدل است امید آن دارد
که بالد دین و دنیا در پناه دین و دنیایت
۱۱