نخستین فریبرز نیو دلیر
ز لشکر برون تاخت بر سان شیر
۱به نزدیک کلباد ویسه دمان
بیامد به زه برنهاده کمان
۲همی گشت و تیرش نیامد چو خواست
کشید آن پرنداور از دست راست
۳برآورد و زد تیغ بر گردنش
به دو نیم شد تا کمرگه تنش
۴فرود آمد از اسب و بگشاد بند
ز فتراک خویش آن کیانی کمند
۵ببست از بر باره کلباد را
گشاد از برش بند پولاد را
۶به بالا برآمد به پیروز نام
خروشی برآورد و بگذارد گام
۷که سالار ما باد پیروزگر
همه دشمن شاه خستهجگر
۸