چراغ اَست مَر تیره شَب را بَسیچ
به بَد تا تَوانی تو هَرگز مَپیچ
۱چو سی روز گردش بپیمایَدا
شَوَد تیره گیتی بِدو روشَنا
۲پَدید آید آنگاه باریک و زَرد
چو پُشتِ کسی کو غَمِ عشق خْوَرد
۳چو بیننده دیدارش اَز دور دید
هَم اَندَر زَمان او شَوَد ناپَدید
۴دِگَر شَب نمایش کُنَد بیشتَر
تو را روشَنایی دَهَد بیشتَر
۵به دو هَفته گَردَد تَمام و دُرُست
بِدان باز گَردَد که بود از نُخُست
۶بُوَد هَر شَبانگاه باریکتَر
به خورشیدِ تابَنده نَزدیکتَر
۷بِدینسان نَهادَش خداوندِ داد
بُوَد تا بُوَد هَم بِدین یِک نَهاد
۸