پادشاهی داراب دوازده سال بود

بخش ۲ فردوسی

شاعر
فردوسی
قالب
مثنوی
وزن
فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

چنان بد که از تازیان صدهزار

نبرده سواران نیزه گزار

۱

برفتند و سالار ایشان شعیب

یکی نامدار از نژاد قتیب

۲

جهاندار ایران سپاهی ببرد

بگفتند کان را نشاید شمرد

۳

فراز آمدند آن دو لشکر بهم

جهان شد ز پرخاشجویان دژم

۴

زمین آن سپه را همی برنتافت

بران بوم کس جای رفتن نیافت

۵

ز باران ژوپین و باران تیر

زمین شد ز خون چون یکی آبگیر

۶

خروشی برآمد ز هر پهلوی

تلی کشته دیدند بر هر سوی

۷

سه روز و سه شب زین نشان جنگ بود

تو گفتی بریشان جهان تنگ بود

۸

چهارم عرب روی برگاشتند

به شب دشت پیکار بگذاشتند

۹

شعیب اندران رزمگه کشته شد

عرب را همه روز برگشته شد

۱۰

بسی اسپ تازی به زین خدنگ

هم از نیزه و تیغ و خفتان جنگ

۱۱

ازان رفتگان ماند آنجا به جای

به نزد جهاندار پور همای

۱۲

ببخشید چیزی که بد بر سپاه

ز اسپ و ز رمح و ز تیغ و کلاه

۱۳

ز لشکر یکی مرزبان برگزید

که گفتار ایشان بداند شنید

۱۴

فرستاد تا باژ خواهد ز دشت

ازان سال و آن سال کاندر گذشت

۱۵

دربارهٔ فردوسی

۷۷۸ شعر منتشرشده در آرشیو

این شعر در مجموعهٔ پادشاهی داراب دوازده سال بود (۴ شعر) قرار دارد.