بخش

داستان رستم و اسفندیار فردوسی

این بخش از «شاهنامه» فردوسی است و ۳۱ مورد منتشرشده دارد (مثنوی ۳۱).

مورد منتشرشده
۳۱
صفحه
۲

ترتیب: صعودی · نزولی

اشعار (۳۱ مورد · نمایش ۱۷ تا ۳۱)

  1. ۱۷بخش ۱۷چو از رستم اسفندیار این شنیدبخندید و شادان دلش بردمیدخواندن شعر ‹
  2. ۱۸بخش ۱۸چنین گفت رستم به اسفندیارکه کردار ماند ز ما یادگارخواندن شعر ‹
  3. ۱۹بخش ۱۹چنین پاسخ آوردش اسفندیارکه گفتار بیشی نیاید به کارخواندن شعر ‹
  4. ۲۰بخش ۲۰چو رستم بدر شد ز پرده‌سرایزمانی همی بود بر در به پایخواندن شعر ‹
  5. ۲۱بخش ۲۱چو رستم بیامد به ایوان خویشنگه کرد چندی به دیوان خویشخواندن شعر ‹
  6. ۲۲بخش ۲۲چو شد روز رستم بپوشید گبرنگهبان تن کرد بر گبر ببرخواندن شعر ‹
  7. ۲۳بخش ۲۳بدانگه که رزم یلان شد درازهمی دیر شد رستم سرفرازخواندن شعر ‹
  8. ۲۴بخش ۲۴کمان برگرفتند و تیر خدنگببردند از روی خورشید رنگخواندن شعر ‹
  9. ۲۵بخش ۲۵وزان روی رستم به ایوان رسیدمر او را بران گونه دستان بدیدخواندن شعر ‹
  10. ۲۶بخش ۲۶ببودند هر دو بران رای مندسپهبد برآمد به بالا بلندخواندن شعر ‹
  11. ۲۷بخش ۲۷سپیده همانگه ز که بر دمیدمیان شب تیره اندر چمیدخواندن شعر ‹
  12. ۲۸بخش ۲۸بدانست رستم که لابه به کارنیاید همی پیش اسفندیارخواندن شعر ‹
  13. ۲۹بخش ۲۹چنین گفت با رستم اسفندیارکه اکنون سرآمد مرا روزگارخواندن شعر ‹
  14. ۳۰بخش ۳۰یکی نغز تابوت کرد آهنینبگسترد فرشی ز دیبای چینخواندن شعر ‹
  15. ۳۱بخش ۳۱همی بود بهمن به زابلستانبه نخچیر گر با می و گلستانخواندن شعر ‹