بخش
داستان خاقان چین فردوسی
این بخش از «شاهنامه» فردوسی است و ۱۷ مورد منتشرشده دارد (مثنوی ۱۷).
- مورد منتشرشده
- ۱۷
- صفحه
- ۲
ترتیب: صعودی · نزولی
جهان این بخش
- ۱بخش ۱کنون ای خردمند روشنروانبجز نام یزدان مگردان زبانخواندن شعر ‹
- ۲بخش ۲ازان دشت چنگش برانگیخت اسپهمی رفت برسان آذرگشسپخواندن شعر ‹
- ۳بخش ۳به خیمه درآمد به کردار بادیکی ترگ دیگر به سر برنهادخواندن شعر ‹
- ۴بخش ۴همی رفت پیران پر از درد و بیمشد از کار رستم دلش به دو نیمخواندن شعر ‹
- ۵بخش ۵وزان جایگه شد بدان انجمنبجایی که بد سایهٔ پیلتنخواندن شعر ‹
- ۶بخش ۶بغرید شنگل ز پیش سپاهمنم گفت گرداوژن رزمخواهخواندن شعر ‹
- ۷بخش ۷یکی خویش کاموس بد ساوه نامسرافراز و هر جای گسترده کامخواندن شعر ‹
- ۸بخش ۸گهار گهانی بدان جایگاهگوی شیرفش با درفش سیاهخواندن شعر ‹
- ۹بخش ۹نگه کرد خاقان ازان پشت پیلزمین دید برسان دریای نیلخواندن شعر ‹
- ۱۰بخش ۱۰بینداخت آن تابداده کمندسران سواران همی کرد بندخواندن شعر ‹
- ۱۱بخش ۱۱دبیر جهاندیده را پیش خواندسخن هرچ بایست با او براندخواندن شعر ‹
- ۱۲بخش ۱۲بایوان شد و نامه پاسخ نوشتبباغ بزرگی درختی بکشتخواندن شعر ‹
- ۱۳بخش ۱۳پس آگاهی آمد بافراسیابکه آتش برآمد ز دریای آبخواندن شعر ‹
- ۱۴بخش ۱۴وزان جایگه لشکر اندر کشیدبیک منزلی بر یکی شهر دیدخواندن شعر ‹
- ۱۵بخش ۱۵چو بنمود خورشید تابان درفشمعصفر شد آن پرنیان بنفشخواندن شعر ‹
- ۱۶بخش ۱۶سپهبد چنان کرد کو راه دیدهمی دست ازان رزم کوتاه دیدخواندن شعر ‹
